نقد عکس



تحلیل تصویر شماره یک :  تصویری ازشهری درآب دربرف درسنگ دررویا درواژگونی

 درصخره ای برآمده ازکف دریاچه به مثابه پهنه آسمانش!

شهرگویا"اردبیل"است که همیشه درواقعیت سرما وتن غالب رنگ سرد طول سال

 راسپری می کندواین رنگ سردوآبی است که بر کل عکس اشراف داردونماد

 سردسیری بودن این شهراست همچنانکه کوههای سفیدپوش واقع درخط طلایی

 کادرنیزگویای این واقعیت است.وگویاهمه چیزدرآرامش کامل است.

 کمپوزیسیون(ترکینب بندی)،کنتراست رنگی،نحوی قرارگیری ساختمان ها

 درگوشه چپ وپایین کادر،موازی باآنهاقرارگیری دونورافکن درگوشه راست وپایین

 کادر،قله سفیدپوش سبلان درست در وسط کادرمابین فضای خالی

 ساختمانهاونورافکن ها به مثابه پیونددهنده دوقطب تصویربه همدیگرهمانند مفهوم

 واقعی اش ،آسمانش صاف ودریایش آرام! که همه این ها انعکاسی است در آب!

اما صخره های سربرآورده ازسطح آب همانند آسمان واژگون وترس ازپیامدی

 ناخواسته وناگوار درآینده این منطقه است(ترس ازوقوع آتشفشان خفته سبلان)که

 آرامش ،سبکی ورویاگونه گی تصویر رابرهم زده است وعامل سنگینی  واضطراب

،برهم زدگی نور و رنگ،مایه ناامیدی(رنگ قهوه ای وخاکستری صخره ها) 

وغلبه زشتی بر زیبایی بصری درعکس.(1)




تحلیل تصویر شماره دو : تصویری "سوررآلیسم"ازفضای ناتورالیسم زندگی بشری دربافت

 سنتی زندگی شرقی درفرهنگی به شدت سنتی وسنت گرا ترسیمی ازآینده یک

 نسل دررویایی عمیق اما روشن که نور انعکاس یافته درچشمهایش ونسیمی که

 گوشه ی پیراهنش را درفضای ثابت ومستحکم بدنش به حرکت واداشته والبته

 قدمهایی استوار واعتماد به نفس اش به خوبی بیانگراین آینده است.تکیه ی

 کودکی بردری ایستا ومحکم (یادگار ویادبودی ازنسل های پیشین که هیچ

 کدامشان اکنون نیستند)دروسط کادر که قرارگیری اش به صورت عمودی تأکیدی

 براین موضوع است.فرم ایستادن کودک درلای طاق نیمه باز درکه یک پایش در بیرون

 درو پای دیگرش در اندرون نشان از عدم اطمینان و نداشتن شناخت نسبت به

 سوژه ها وعوامل بیرون از خانه است والبته فضای ناامن وبدون پشتوانه(پدر،مادر

 وبزرگترها)برای کودک درفضای بیرونی!پاهای برهنه کودک برروی زمینی لخت

 وخالی ازتعلقات زندگی مادی(فرش،گلیم،جاجیم و....)تأکیدی براصالت وپاکی

انسانهاست دردوران کودکی شان.نگاه معصوم وعمیق سوژه ی درون

 تصویر(کودک)به تمام بیننده های این عکس یادآور نگاه عمیق "مادرمهاجر"درعکس

 "دوروتیا لانگ" که گویای وضعیت نابسامان اقتصادی خانواده وهمچنین کنتراست

 رنگی عکس نیزتأکیدی براین واقعیت است.(2)



تحلیل تصویر شماره سه : انبوهی ازمشکلات زندگی وصرفاً معیشتی که گوش ماهی

 های فورراند(جلوی)تصویربیانگرآنند. چرایی قرارگیری این همه گوش ماهی در

 فورراند عکس،بیننده رابه اندیشیدن درمفهوم این نوع کمپوزیسیون(ترکیب

 بندی) وامیدارد ویااینکه مرد تصویرمان به کدامین دلیل درگوشه ی انتهایی وخطوط

 متقاطی ونزولی عکس قرار گیرد؟ ویا چرا سوژه باید پشت به تصویرقرارگیردواینکه

 تمامی خطوط موجود در(به استثنای خط افق یا خط دریا)تصویرمورب ودارای جریان

 حرکتی زندگی باشند؟

گوش ماهی ها گویای زندگی طاقت فرسای مرد است وانبوهی آنها مزیدی براین

 مدعاست اوسخت درحال کاراست وفرم کج بدنش فعالیت او رابرای کاستن

 ازکاستی هایش درزندگی بیان می دارد.مردپشت به بینندهکرده است برای اینکه

 چیزی برای گفتن ازخودش، از زندگیش ندارد(به دلیل زیادیمشکلاتشدرزندگی) 

وفرصتی برای حرف زدن نیست.وهم به این دلیل رنگ نصفی از ابرهای

 آسمان بارانی،تیره و وهم انگیز است.اما نصف دیگرآسمان روشن وصاف است

 واین نویدی است برای مرد درجریان شغلی اش!(3)




تحلیل تصویر شماره چهار : با تعددی ازقابها مواجهیم که هرکدامشان دنیایی از دیالوگ

 هایند!

دیواری خاموش با رنگهایی متضاد(سبز- قرمز،آبی- نارنجی) با فرمهایی تقریباٌ

 یکسان(مربع های پریزها،درب های طاقچه ها،آینه،قاب عکس درون

 آینه،پشتی)زمان درحال گردش با فرم دایره وار(متحرک وپویا ترین شکل هندسی

 خلقت) ساعت،چراغی خاموش،حوله ای آویزان ومردی خاموش وسربه

 زیردرتصویرمنعکس شده ای درآینه واین تصویرانعکاس یافته از آدمی تنها

 شیءجاندار والبته سوژه ی فرعی عکس است که تأکیدی بر خلاء انسانی ومقبول

 نیفتادن این شیوه ی زندگی نزد نسلهای بعدی است وتشکچه ای خالی ازفردی

 که شاید روزگاری برآن می نشسته و البته نبود اوباعث خلاء حسی عکس شده

 است .سنت درگوشه گوشه تصویر خودنمایی میکند از رنگ اتاق گرفته تا طرح های

 جاری در آن والبته فرش ،گلیم ،پشتی وتشکچه موجود در عکس.اشیای ایستا

 وعمودی (درب طاقچه ها،آینه همراه با قاب انعکاس یافته در آن)که دارای رنگی

 معنوی،سردو آرامش بخش اند در خطوط طلایی تأکیدی بر پایداری ابدیشان

 هستند(میراثی از گذشتگان که تا کنون حفظ شده اند وعکسی که بعد ازمردن

 انسانها نیز برجای می ماند).تصویرسرشاراست ازگذشت زمان وتلاشی ناخواسته

 برای نگه داشتنش برای درنگی کوتاه در حال است!(4)



یادآور می شود که عکس های مورد اشاره در چهارمین جشنواره " فیلم و عکس مغان (عذرا ) " آرای برتر را کسب کرده اند.


عكس شماره يك: رحمان مجرد/ اردبيل -   عكس شماره دو : سولماز ندايي / پارس آباد 

عكس شماره سه : پروين بهرامي / پارس آباد عكس شماره چهار : كامل روحي / اردبيل